محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

381

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

بيخ گوش چسپانند و تليين نمايند و شير بچكانند كه نفع دارد . و اگر رفتن آب در گوش موجب درد باشد ، چوب باديان و امثال آن به مقدار يك وجب بگيرند و بر يك طرف او قدرى پنبه پيچند و به روغن آلايند و بيفروزند و طرف ثانى در گوش گذارند تا آب نزله بتمامه منجذب شود . حكة الأذن بايد دانست كه خارش گوش اگر با درد بود ، علامت و علاج آن گذشت و اگر بىدرد بود ، از خاريدن گوش و گريهء طفل توان دانست . و خاصهء وى است كه چون انگشت در گوش نهند يا چيزى نيمگرم بچكانند راحت يابد . علاجش آن كه قدرى حلبه بگيرند و در شير زنان پزند تا قوت آن در شير بيايد بعده صاف نمايند و نيمگرم بچگانند و فتيله به عسل آلوده نهادن سودمند است . سيلان الرطوبة من الأذن ، يعنى پالودن صديد و زرد آب و اين دو قسم است : يكى آن كه به سبب قرحه بود و نشان آن تقدم آثار ورم و بثور است و وجود وجع در ابتدا . علاجش آن كه تا چند روز پالائيدن دهند و بعده عسل در شير زنان پخته در گوش چكانند ، فتيلهء بدان آلوده در گوش وى نهند هر شبانه روز چند نوبت . و اگر قدرى انزروت نرم سوده و فتيلهء عسل بدان آلوده به عمل آرند و زودتر تنقيه كند و ريش را به صلاح آرد . پس اگر به همين قدر نفع رسد فبها و الّا فتيلهء عسل در شب يمانى سوده بگردانند و در گوش گذارند . و اگر مرمكى در آب حل كنند و به روغن گل آميخته جوش دهند تا كه آب بسوزد پس روغن مذكور شبانه روزى چند نوبت نيمگرم در گوش چكانند قَرحه بكَند و درد قليل كه باقى باشد نيز دور كند . دوم آن كه رطوبت در دماغ افزون باشد و به سبب كثرت بيالايد بىآنكه جراحت در گوش بود ، علاج وى آن است كه به تقليل رطوبات متوجه باشند و قطعه‌اى از صوف بگيرند و در عسل و خمر كه قدرى از شب يا زعفران يا شمهء از قطرون در آن آميخته باشند بيالايند و در گوش نهند . و باشد كه قدرى از زعفران در آب عفص حل كنند و قطعهء صوف به آن آغشته در گوش نهند كفايت كند . و اگر رطوبت كمتر باشد ، احسن آن كه متعرض نشوند كه اكثر آفات بدان از دماغ باز ميماند و بعد بلوغ خود به خود زوال مىگيرد بىعلاج . اما اگر رطوبت بيشتر آيد يا خوف احداث قرحه بود تدارك توان كرد . انفتاح العين ، يعنى برآمدن چشم و اين غير ورم است ، علاجش آن كه حضض به شير حل كرده طلا كنند ، پس به طبيخ بابونه و يخ و آب بادروج بشويند . رمد كه عبارت است از ورم ملتحمه علاجش آن است كه تا سه روز هيچ دوا به چشم نرسانند و غذاى مرضعه و طفل اگر خورنده باشد از ثريد كله‌پايچه و آنچه چرب باشد سازند . و اگر چشم بسيار به هم چسپيده باشد شير مرضعه و غير آن بر پنبه پاكيزه دوشيده بر سر نهند و شير دختر بهتر از شير پسر بود و پنبهء كهنه دودگز داده گرم گرم بر پشت چشم بستن ، درد صعب ورم پلكها را به غايت مفيد بود . و كذا به بول گرم شستن ، عظيم الاثر است . و بعد سه